|
توصيه هاي ضروري و نكاتي كه در
طول سفر بايد رعايت نمود:
1- تأكيد در رعايت نظم در طول سفر خصوصاً به هنگام سوار و پياده شدن از هواپيما
و اتوبوس ، جابجايي در اطاق هاي محل اسكان .
2- توجه نمائيد به هنگام خارج شدن از هواپيما يا اتوبوس ، اشياء و وسائلتان
خصوصاً گذرنامه و بليط جا نمانده و با اطمينان از تخليه كامل ملزومات وسيله
نقليه را ترك نمائيد.
3- همراه داشتن و نيز خروج “ اشياء عتيقه ، قالي ، قاليچه ، طلا ، نقره و كتب
خطي قديمي ” ممنوع مي باشد.
4- همراه داشتن هر نوع مواد مخدر ، در فرودگاه ايران موجب جلوگيري از سفر حج
و تعقيب قانوني ، و در فرودگاه جده (برابر مقررات كشور عربستان ) موجب حبس هاي
طويل المدت خواهد شد.
5- همراه داشتن اقلام و اشيايي از قبيل سلاح گرم و سرد ، مهمات ، مواد و لوازم
آتش زا و سريع الاشتعال ، انواع اسپري ها مانند حشره كش ، ادكلن و همچنين وسايل
برقي به داخل هواپيما ممنوع مي باشد.
6- حمل وسائل برنده از قبيل كارد ، قيچي بزرگ و اشيايي كه بازرسي آنها مشكل است
نظير كنسرو و جعبه هاي دربسته ، در داخل ساك دستي و جيب افراد ممنوع مي باشد.
در صورت نياز به وسايل مذكور ، آنها را در ساك هاي بزرگي كه تحويل قسمت بار
هواپيمايي مي گردد ، بگذاريد.
7- از همراه داشتن اوراق كتبي كه باعث بهانه جويي ماموران عربستان و عودت زائر
به ايران مي شود جداً خودداري نمايند. (كتاب هاي معرفي شده
مشمول اين بند نيست)
8- جهت سهولت در بازرسي چمدان ها و ساك ها ، در فرودگاه هاي ايران و عربستان از
قفل نمودن آنها خودداري شود.
9- چنانچه پس از سوار شدن در هواپيما يا اتوبوس شرايط طبيعي بدنتان تغيير مي
يابد ، توصيه مي گردد با شكم پر سوار نشويد ، و در صورت امكان قبل از حركت يك
قرص (ضد تهوع) با كمي آب ميل نماييد.
10- حسن خلق ، خوش رفتاري با همسفران ، سازگاري ، رازداري ، كمك و مساعدت به
سالخوردگان كه از آداب حسنه سفر است را مجدداً توصيه مي نمائيم.
11- چون ساعات برنامه هاي سفر پس از ورود به عربستان تنظيم گشته مي توانيد ساعت
خود را به وقت عربستان تنظيم نمائيد.
12- پس از ورود به فرودگاه با حفظ نظم در صف هاي مربوطه ايستاده و پس از
گذشتن از قسمت كامپيوتر دقت شود حتماً گذرنامه ها مهر ورود به كشور عربستان را
خورده باشد.
13- پس از ورود به سالن كنترل نسبت به جمع آوري ساك هاي خود اقدام نموده و پس
از كنترل گمرك فرودگاه در سالن انتظار تا زمان اعلام جهت سوار شدن به اتوبوس ها
استراحت نمائيد.
14- شماره اتوبوس پشت كارت شناسايي شما نوشته شده و لذا ساك هاي خود را به
اتوبوس مربوطه منتقل و در همان اتوبوس سوار خواهيد شد.
15- هر اتوبوس يك نفر راهنما از ميان عوامل كاروان خواهد داشت كه با وي
همكاري لازم را خواهيد داشت.
16-پس از رسيدن به هتل دقت نمائيد همه اثاثيه خود را از اتوبوس خارج نموده و پس
از دريافت كليد اطاق خود (همزمان با تحويل گذرنامه ها به عوامل کاروان ) با
راهنمايي برادران خدمتگزار خود در اطاق هاي خود مستقر خواهيد شد.
17- به خاطر سرگردان نماندن هم اطاقي ها موقع خروج از هتل پس از قطع برق و
خاموش نمودن كولر كليد اطاق را با خود نبريد و به دفتر استقبال هتل بسپاريد.
18- مشكلات و سئوالات خود را با مديريت کاروان حل و فصل نمائيد نه با مسئولين
مليت هاي ديگر در هتل. (بديهي است سئوالات شرعي را با روحاني محترم و معزز
كاروان در ميان خواهيد گذاشت).
19- در حفظ اموال خود بكوشيد و كيف و ساعت و ديگر اشياء خويش را در دستشوئي ها
و جاهاي ديگر جا نگذاريد. ضمناً به طور حتم پول و ساير اشياء قيمتي كه نمي
خواهيد در نزدتان باشد به صندوق هاي امانات هتل سپرده و موقع لزوم تحويل بگيريد
، چون خداي نكرده اين قبيل وسايل ، چنانچه مفقود گردد اثبات كردن و پيدا كردن
آن مشكل بوده و به علاوه اوقات صاحب وجه يا جنس و همين طور مسئولين مربوطه بي
نتيجه مصروف خواهد شد.
20- از نشستن و ايستادن جلوي درب هتل بخصوص در اوقات نماز جداً خودداري نمايند.
21- از خواهران محترمه خاضعانه مي خواهيم تا ضمن حفظ شخصيت يك زن مسلمان ايراني
از پوشش كامل حجاب اسلامي (چادر) استفاده نموده و بالاخص در موقع خريد ، وقار ،
متانت و رفتار توأم با حجب و حيا و عفت يك زن مسلمان را بروز دهند.
22- خريد سوغات در حد معمول و توان ، امري مستحب است اما خريد بسياري از
كالاها در عربستان مقرون به صرفه نمي باشد.
23- ساعات حركت را بر اساس آگهي مربوطه ، به دقت به خاطر سپرده ، با نظم خاصي
رأس ساعت مقرر حضور به هم رسانيد.
24- حتي المقدور دسته جمعي و با يکديگر خريد فرمائيد و خواهران از
تنها رفتن به خيابان و خريد پرهيز نمايند.
25- از چانه زدن هائي كه اسباب تحقير است جداً پرهيز نمائيد بخصوص با فروشنده
هاي فقيري كه در حاشيه خيابان مشغول دست فروشي هستند كه خود اين امر خلاف شئون
ايرانيان عزيز است.
26- دقت شود برنامه خريد عزيزان حتماً مقارن با اوقات نماز نباشد.
27- از رفت و آمد در خيابان ها در ساعات پاياني شب به ويژه توسط خواهران اجتناب
گردد.
28- ساعات جلسات آموزشي و توجيهي كاروان در مدينه منوره و مكه معظمه در هتل محل
اقامت اعلام خواهد شد. حضور در جلسات و استفاده از مطالب مطروحه مورد تأكيد
است.
29-همراه داشتن ماسك هاي طبي براي استفاده و پيشگيري از ابتلا به سرما خوردگي
ويروسي توصيه ميگردد.
30-پانزده روز قبل از سفر حتما واكسن مننژيت و واکسن آنفولانزا را در درمانگاه هاي معرفي شده تزريق
نماييد و كارت آن را همراه داشته باشيد.
31-آب هاي لوله كشي داخل هتل قابل نوشيدن نيست لذا فقط از بطري هاي آب معدني
براي آشاميدن استفاده كنيد.
32- رعايت مراجعه جهت صرف غذا در ساعات اعلام شده از سوي کاروان الزاميست . بديهي
است بعد از ساعت اعلام شده توزيع غذا امكان ندارد.
33- مسافراني كه رژيم غذايي بي نمك ندارند همراه با غذاي روزانه خود مقدار
بيشتري نمك استفاده نمايند.
34- تا حد امكان به ميزان زيادي از مايعات مانند چاي و آب استفاده نماييد لكن
از نوشيدن آب خيلي سرد پرهيز نماييد.
35-بيماران بويژه بيماران قلبي داروهاي مورد نياز خود را حتما در همه شرايط
همراه داشته باشند.
36-بار مجازهرمسافر هنگام بازگشت حداكثر 40 كيلو گرم ميباشد اضافه بار به ازاي
هر كيلو 6 دلار يا 21 ريال سعودي به عنوان كرايه بار در فرودگاه جده اخذ ميشود.
37- در هنگام بازگشت اشيا ممنوعه از قبيل چاقو ، قيچي، تفنگ اسباب بازي ، آتاري
، ميكرو، سگا ،اسباب بازي كنترل داروباطري دار ، كارد، چنگال و ديگر وسايل تيز
و برنده را حتما داخل بارهاي تحويلي قرار دهيد و از همراه داشتن در داخل
هواپيما خودداري كنيد.
38-كد مكالمه از مدينه و مكه با تهران (009821) ميباشد و بلافاصله بعد از كد
شماره مورد نظر را بگيريد. و همچنين ميتوانيد از كابين مخابرات با ايران تماس
بگيريد.
39- كد مكالمه از تهران به مدينه (009664) و به مكه (009662) ميباشد و بلافاصله
بعد از كد شماره تلفن هتل را خواهند گرفت .
40- استفاده از تلفن همراه پس از مراجعه به دفاتر مشتركين تلفن همراه در شهر
تهران (15 روز قبل از عزيمت ) در عربستان سعودي امكان پذير ميباشد.
41- از همراه داشتن مدارك شناسايي (شناسنامه ،گواهي نامه ، دست چك و…) و زيور
آلات ، جدا خودداري كنيد.
42- اغلب خيابان هاي مكه و مدينه به صورت بزرگراه است در نتيجه در موقع تردد از
خيابان هاي عربستان احتياط كامل را داشته باشيد و حتما از محل هاي خط كشي شده
عبور نماييد.
43- ارزش هر ريال سعودي بين 210- 220 تومان ايراني است .
44- مبلغ خرد كردن هر 100 دلار در صرافيها سعودي 373-375 ريال سعودي است .
45- تبديل ريال ايراني به ريال سعودي به ضرر شما خواهد بود.
46-حداكثر هزينه هر دقيقه مكالمه تلفني از عربستان 7 ريال سعودي خواهد بود .
47-تذكر نارسايي ها و انتقادات دلسوزانه شما موجبات خدمت هر چه بهتر و شايسته
تر را براي ما فراهم خواهد ساخت ،لذا خاضعانه در انتظار راهنمايي ها ، تذكرات و
ارشادات شما در طول سفر خواهيم بود .
يادآوري مي نمايد :
1- نماز هاي يوميه در طول سفر به صورت شكسته است البته بجز در مسجد الحرام و
مسجد النبي كه ميتوان به صورت كامل خوانده شود.
2- سعي گرددنمازهاي يوميه بصورت جماعت وبااتصال كامل صفوف درحرم ها خوانده شود
.
3-در هنگام نماز از حركت در مقابل صف نمازگزاران جدا خودداري فرماييد .
4-در مساجد و حرمها سكوت را رعايت نموده و نماز ، زيارتنامه و دعا و قران كاملا
آهسته خوانده شود .
5-در هيچكدام از حرمهاي مطهر از مهر ، كاغذ ،.. استفاده نكنيد.بر روي سنگهاي
مرمر نيز مي توان سجده كرد.
6-به هيچ عنوان به بوسيدن و دست كشيدن حرم نبوي مبادرت ننماييد.
7- از خواندن نماز در داخل و كنار ديوار بقيع و بر داشتن خاك ، سنگ، يا گندم
بعنوان تبرك كه موجب وهن شيعه ميشود جدا خودداري كنيد.
8- سيگار كشيدن در اطراف و داخل حرمين ممنوع است ودر صورت عدم رعايت اين نكته
موجب بازداشت از طريق مامورين خواهد شد.
آنچه يک زائر بيت الله الحرام بايد
بداند
1 ـ تقوا
{الحجّ أشهر معلومات فمن فرض فيهنّ الحجّ فلا رفث ولا فسوق ولا جدال في الحجّ
وما تفعلوا من خير يعلمه الله وتزوّدوا فإنّ خير الزّاد التقوي واتّقون}.2
زائر بيت الله الحرام، پيش از سفر، همچون هر مسافر ديگري، توشه مي اندوزد. اين
توشه بايد متناسب با طول سفر، چگونگي آن و مقصد باشد. توشه راه مكّه، خوراك و
پوشاك است ولي براي زيارت دوست، اين كافي نيست. زائر كعبه دوست، به سفر معنوي
مي رود و در آستانه چنين سفري بايد خود را از درون بپالايد. آلودگي دل را
بزدايد و روحش را تطهير كند; خود را با فضيلت هاي اخلاقي زينت دهد و به
مقدّسترين مكان ها و مبارك ترين بقعه ها، تقوا را ارمغان ببرد كه صاحب خانه، در
قرآن، آن را بهترين توشه خوانده است. تقوا سفارش هميشگي قرآن است; امّا يادكرد
مكرّر آن در آيات مربوط به حج (آيه هاي 189، 196، 197، 203 از سوره بقره و آيه
دوّم سوره مائده)، اين نكته را تأكيد مي كند كه زائر بايد از آغازين لحظه هاي
تصميم و نيّت، تا بازگشت به خانه، خود را از شيطان حفظ كند و در آشكار و نهان و
دل و زبان، پرهيزكارانه، گام به سوي مقصد نهد.
افزون بر آيات، روايات نيز به رعايت تقوا سفارش كرده اند و آن را به عنوان
نشانه قبولي حج و به دست آوردن آثار و ثمرات گرانبهايش، ذكر كرده اند. پيامبر
اكرم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: «آية قبول الحجّ ترك ما كان عليه العبد
مقيماً من الذنوب... 3 نشانه قبول حج اين است كه انسان گناهاني را كه مرتكب مي
شد ترك كند». در حديثي ديگر از پيامبر(صلي الله عليه وآله) اين بيان، تفصيل
داده شده است: «من علامة قبول الحجّ إذا رجع الرجل عمّا كان عليه من المعاصي;
هذا علامة قبول الحجّ و إن رجع من الحجّ ثم انهمك فيما كان من زناء او خيانة او
معصية، فقدردّ عليه حجّه... 4 نشانه قبول حج، بازگشت از گناهان گذشته است و اگر
از حج بازگشت، امّا بر گذشته اش چون زنا و خيانت ونافرماني، اصرار ورزيد، حجّش
مردود است».
از اين مهمتر، بي تقوايي و گناه، توفيق حج گزاردن را سلب مي كند و انسان را از
همه آثار دنيوي و اخروي اين عبادت بزرگ محروم مي سازد. به عبارت ديگر، حرمان از
پذيرفته شدن در مهماني خداوند رحمان، اثر بي تقوايي و معصيت است و اين معنا نيز
از روايات، استفاده مي گردد. برقي، عالم بزرگ شيعي قرن سوم در كتاب حديثي و
بسيار زيباي خود به نام «المحاسن» از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند: «من
أراد الحجّ فتهيّأ له فحرمه، فبذنب حرمه...5كسي كه براي حج آماده شد و محروم
ماند، به سبب گناهش محروم شده است».
2 ـ اخلاص
گفته شد كه حج، يك عبادت است و روشن است كه عبادت حقيقي بدون اخلاص، محقّق نمي
گردد. حج وقتي حقيقت پيدا مي كند كه زائر، هيچ چيز بجز صاحبِ خانه را در نظر
نياورد و وسوسه هاي شيطاني را از دل براند. زائري كه به قصد نمايش و تظاهر و
خودنمايي، روانه حج گردد، از عملش هيچ بهره اي نمي برد و چون بقيه رياكاران،
پاداش خويش را بايد از غير خدا بطلبد; از همان مردمي كه به قصد مدح و ثناي
آنان، حج گزارده است. امام صادق(عليه السلام)مي فرمايد: «الحجّ حجّان: حجّ لله
و حجّ للناس; فمن حجّ لله كان ثوابه علي الله الجنّة و من حجّ للناس كان ثوابه
علي الناس يوم القيامة... 6 حج، دوگونه است: حجّي براي خدا و حجّي براي مردم.
هر كس براي خدا حج گزارد، ثوابش بهشت و بر عهده خداست و هر كس براي مردم حج
گزارد، پاداش آن را در روز قيامت از مردم بطلبد».
اثر ديگر حج كه طهارت روحي و پاك شدن از گناهان و آلودگي هاست نيز در گرو رعايت
اخلاص است. احاديث بسياري، هم از راويان شيعي و هم از اهل سنّت، بر اين مطلب
دلالت دارند.7 اين دسته روايات، حج را به آب كه پليدي را مي شويد و يا آتش كه
ناخالصي ها را مي سوزاند، تشبيه كرده اند و زائر را پس از حج، مانند كودكي مي
دانند كه پاك و بي گناه، تازه متولد شده است. در روايتي از امام صادق(عليه
السلام) كه در همين دسته روايات جاي مي گيرد، اساساً موضوع غفران و آمرزش
خداوند، حجگزار مخلص است: «من حجّ يريد به الله، ولايريد به رياءً و لاسمعة،
غفرالله له الـبـتـة... 8 هر كس به خاطر خدا حج بگزارد و نه ريا و تظاهر،
خداوند حتماً او را مي آمرزد».
همانگونه كه از متن حديث بر مي آيد، حاجيان غيرمخلص، از دايره اين رحمت الهي
بيرون اند و از حج، جز رنج و تعب و هدردادن عمر و سرمايه، بهره اي ندارند.
حجّ كامل، اخلاص بيشتر مي طلبد. حج به معني قصد است; نمي توان به قصد تجارت رفت
و آن را حجّ خانه دوست و كعبه مقصود خواند. نمي توان به قصد تفريح و تفرّج رفت
و زائر بيت الله شد و نمي توان سياحت كرد و آن را زيارت دانست. اين گونه حج كه
مخلوطي از قصد خدا و غير خداست نيز حجّ ابراهيمي و محمّدي نيست. اين حجّ
جاهليتِ دوباره در آخر زمان است كه حضرت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) بدان
اشاره كرده است: «يأتي علي الناس زمان يكون فيه حجّ الملوك نزهة، و حجّ
الأغنياء تجارة، و حجّ المساكين مسألة... 9 زماني مي آيد كه حجّ پادشاهان براي
تفريح است و حجّ ثروتمندان براي تجارت و حجّ فقيران براي گدايي». اين مضمون را
راويان اهل سنّت نيز نقل كرده اند كه فرازي بيشتر دارد و در آن به حجّ قاريان
قرآن اشاره مي كند و حجّ آنان را نيز براي ريا و سمعه و خودنمايي مي داند.10
3 ـ پاك كردن دارايي
پس از تطهير روح و خالص نمودن نيّت، در مرحله عمل نيز بايد اين خلوص و پاكي
جلوه كند. روشن است كه اگر بخواهيم حجْ ما را پاك كند و از آلودگي هاي درون
بپالايد، بايد خود پاك باشد. نمي توان با آب آلوده، آلودگي را زدود. نمي توان
با مال به چنگ آورده از دزدي و با خيانت و رشوه و اختلاس و گران فروشي و كم
فروشي و اجحاف، حج گزارد و انتظار پاك شدن از گناهان را داشت. نمي توان با مال
حرام به حج رفت و انتظار پذيرش آن را داشت. نمي توان در لباس غصبي، لبّيك گفت و
جواب را به انتظار نشست.
امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: «إذا اكتسب الرجل مالاًمن غير حلّة، ثمّ حجّ
فلبيّ، نودي: لالبّـيـك و لا سـعـديـك... 11 اگر كسي مالي از راه غير حلال به
دست آورد، سپس حج بگزارد و لبّيك بگويد، ندا مي رسد: نه لبيك و نه سعديك (كه
كنايه از جواب ردّ است)». اهل سنّت اين حديث را به گونه ديگري نقل كرده اند و
هنگام اين نداي الهي را نه در آغاز حج و احرام، كه در همان ابتداي پا در ركاب
نهادن و شروع سفر مي دانند و در پايان آن، آورده اند: «توشه ات حرام و هزينه
حَجّت حرام است. حجّت نه مبرور كه مأزور و وبال گردنت خواهد بود.»12
اين بدان معناست كه چنين زائري از همان مرحله نخست مناسك و حتي پيش از آن، در
درگاه الهي پذيرفته نيست و مصرف دارايي هايش در حج، چيزي جز افزايش بدهي به
صاحبان اصلي اموال را در پي ندارد.
نكته قابل توجه اينجاست كه كم يا زياد بودن آلودگي مال به حرام، در اين عدم
پذيرش، تفاوتي ندارد و حتي كم ارزشترين مال حرام در اسباب و تجهيزات حج و بار و
بنه زائر، موجب مردود شدن حج مي گردد. در تأكيد همين نكته و زدودن چنين توهّمي،
حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)شيء بسيار كم قيمتي را نمونه مي آورد و مي
فرمايد: «من تجهّز و في جهازه عَلَم حرام لم يقبل الله منه الحجّ... 13 هركس
بار سفر حج ببندد و تكّه پرچمي حرام در وسايلش باشد، خداوند حجّش را نمي
پذيرد».
از باور و اعتقاد به اين نكته است كه هر ساله به هنگام حج، شاهد مراسم زيباي
«طلب حلّيّت» كساني هستيم كه عازم زيارت كعبه مقصودند. اينان با جدّيت و كوشش
فراوان در پي اداي بدهي و پرداخت ديگر حقوق مالي خود به هر سو روان مي شوند و
با تأسّي به اهل بيت عصمت و طهارت، هزينه حج را از هر آلودگي پاك مي سازند و
اين سنّت ديرينه و به جا مانده از ائمه معصومين(عليهم السلام) و پيشينيان صالح
را زنده نگاه مي دارند. بجاست اين فرموده امام كاظم(عليه السلام) را بياوريم كه
«إنّا أهل بيت، حجّ مرورتنا و مهور نسائنا و اكفاننا من طهر أموالنا... 14 ما
خانداني هستيم كه هزينه حجگزارمان و مهريه زنانمان و كفن مردگانمان را از
پاكترين دارايي مان مي پردازيم».
4 ـ آگاه كردن دوستان
اكنون زائر در آستانه سفر است. او عزم را جزم، نيّت را خالص و روح و جسم خود را
تطهير كرده است. تمام حقوق واجب را ادا كرده است و نيكوست كه حقّي مستحب را نيز
ادا كند و با آگاه كردن برادران ديني اش، علقه ها و علاقه ها را تحكيم بخشد و
محبّت را در روابط اجتماعي تزريق كند. در حديثي كه راوي اش امام صادق(عليه
السلام) و گوينده اش حضرت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) مي باشد اين تكليف
اخلاقي بر عهده هر مسلماني كه قصد سفر دارد، گذاشته شده است: «حقّ علي المسلم
إذا أراد سفراً أن يُعلم إخوانه، و حقّ علي إخوانه إذا قدم أن يأتوه... 15 بر
گردن هر مسلمان است كه هنگام سفر، برادرانش را آگاه كند و سزاوار است كه آنها
هم به هنگام بازگشت او به ديدارش بيايند». اين دستور زيباي اخلاقي كه رابطه اي
دوسويه را ايجاد مي كند، اثراتي سودمند نيز براي خانواده و بستگان و بازماندگان
زائر دارد; زيرا دستور اخلاقي ديگري، اين را تكميل مي كند و سوي ديگر رابطه را
استوار مي سازد. امام زين العابدين(عليه السلام) به برادران ديني و مؤمن زائر
مي فرمايد: «من خلف حاجّاً في أهله وماله، كان له كأجره، حتي كأنّه يستلم
الأحجار... 16 هر كس جاي خالي حجگزار را در خانواده و دارايي اش پر كند، اجري
مانند او دارد، تا آنجا كه گويي سنگ هاي كعبه را لمس مي كند».
5 ـ گشاده دستي
جود و سخاوت، از صفات مورد علاقه خداوند است و بدان سفارش كرده است. در موقعيت
هاي خاصي، اين سفارش تأكيد شده است كه از آن جمله سير و سفر است. زياد برداشتن
توشه نيكو و بذل و بخشش آن به همسفران، از مروّت و شرف و جوانمردي شمرده شده
است.17 حج، علاوه بر اينكه خود يك سفر است و مشمول اين قانون و دستور كلي
اخلاقي قرار مي گيرد، ويژگي ديگري نيز دارد كه سبب تأكيد بر گشاده دستي در طول
سفر و اعمال آن است. هزينه حج، بيش از صدقه و بيش از قرض و هر كار نيك ديگري،
پاداش دارد و اجر اخرويِ آن را تا دو ميليون برابر كارهاي ديگر ذكر كرده اند.18
اين ثواب زياد، محرّك بسيار خوبي براي انفاق و جود و سخاوت در حج است. امامان
شيعه، علاوه بر توصيه و سفارش زباني، خود بدان عمل مي كرده اند و با حمل بهترين
توشه ها و بذل و بخشش از آن، به ديگر حاجيان و پيروان خود درس مي داده اند و
آنان را به اين كار نيك مي خوانده اند.
شيخ محدثان، صدوق، در كتاب بزرگ خود (من لايحضره الفقيه)، نمونه اي از اين دست
ارائه مي دهد. او مي گويد: «كان عليّ بن الحسين(عليه السلام) إذا سافر إلي مكّة
و العمرة، تزوّد من أطيب الزاد، من اللوز والسكر والسويق الحمض والمحلّي..19
امام زين العابدين(عليه السلام)هرگاه براي حج و عمره به مكّه مي رفت، بهترين
توشه را فراهم مي آورد، از بادام و شكر تا نوشيدني هاي ترش و شيرين». اين روش
توسط پيروان امامان و زائران با ايمان در طول تاريخ ادامه يافت و تنگ نظري و
تنگدستي و بخل و امساك در مراسم حج، به صورت عملي نكوهيده درآمد و طرد شد.
گفتني است اين صفت نيز مانند ديگر چيزها، حدّ و مرزي معيّن دارد و نمي توان
سخاوت و گشاده دستي را دستاويز ولخرجي و اسراف و فخرفروشي كرد. امامان شيعه در
كنار دستور به گشاه دستي، بعضي از ياران خود را كه در سفر حج، بدون رعايت حدّ و
مرز و جايگاه آن به مهماني و اطعام و خرج دادن پرداخته و عزّت و احترام
همراهانشان را در نظر نگرفته اند، نكوهش كرده اند. حسين بن ابوالعلاء كه از
راويان بزرگ و از اصحاب امام صادق(عليه السلام) است مي گويد: «با بيش از بيست
نفر عازم مكّه شديم. در هر منزلگاه، گوسفندي مي كشتم تا به امام صادق(عليه
السلام) وارد گشتيم. به هنگام ورود، ايشان مرا صدا زد و فرمود: يا حسين، آيا
مؤمنان را ذليل مي كني؟ من گفتم: به خداوند پناه مي برم! حضرت به رفتار من در
سفر حج اشاره كردند. گفتم: اينها را نه به قصد ريا و خودنمايي كه فقط براي خدا
كردم. حضرت فرمود: مگر نمي دانستي كه در ميان آنان كساني هستند كه مي خواهند
مانند تو كنند و چون نمي توانند، دچار خود كم بيني و تحقير نفس مي شوند؟! من
استغفار كردم و گفتم ديگر نمي كنم».20 اين معنا را امام صادق(عليه السلام) به
يكي ديگر از ياران خود، به نام شهاب بن عبدربّه، نيز سفارش كرده است.21
وجه جمع اين دو دسته روايات و نتيجه هر دو دستور، در حديثي كه محمد حلبي از
امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند، آمده است. او كه از همين مشكل همراهي شخص
ثروتمند با اشخاص ديگر پرسيده است، جواب مي شنود: «إن طابت بذلك انفسهم فلابأس
به... 22 اگر رضايت خاطر دارند مشكلي نيست، خرج كند و اطعام دهد و گشاده دستي
كند و اگر راضي نيستند، وظيفه شخص غني است كه صبر كند و با غذاي آنان بسازد و
خرج خود را جدا نكند و (به اصطلاح خاصه خرجي نكند)».
اين همراهي و همگون بودن با جمع و كاروان، در بسياري از اعمال حج نيز توصيه شده
است. لباس يكدست سپيد، حركت همزمان از مواقف، حركت يكسويه در طواف... همه و
همه، نشان دهنده روح وحدت و اتّحاد است كه مطلوب شارع حكيم مي باشد. تمام اين
نكات، نشان از دقت و ظرافت دستورات اخلاقي اسلام دارد كه با رعايت آنها و
نگاهداري حدود و مرزهاي هر يك، مي توان به اعتدال اخلاقي و روابط صميمانه،
عاطفي و منطقي، دست پيدا كرد.
6 ـ دوري از تكبّر
با نگاهي كوتاه به روايات مي توان دريافت كه يكي از حكمت هاي تشريع حج، بيرون
راندن تكبّر از دل هاست. اين معنا را از شكل كلّي مراسم نيز مي توان فهميد.
حضرت علي(عليه السلام)مي فرمايد: «يتعبّدهم بألوان المجاهد ويبتليهم بضروب
المكاره، إخراجاً للتكبّر من قلوبهم وإسكاناً للتذلّل في أنفسهم... 23 خداوند،
با سختي هاي رنگارنگ، بندگان خود را به بندگي وا مي دارد و آنها را با ناخوشي
هاي گوناگون مي آزمايد تا خودپسندي و كبر را از دل هايشان بيرون كند و فروتني
را در جان هايشان جاي دهد».
و در همين معنا حضرت رضا(عليه السلام)مي فرمايد: «إنّ علّة الحجّ... والتقرب في
العبادة إلي الله عزّوجل والخضوع والاستكانة والذلّ... 24 يكي از علّت هاي حج،
نزديكي به خداوند از راه عبادت و خضوع و تهيدستي و كوچكي است».
براي همسويي با اين حكمت و جهت نيل به اين هدف، روايات، حاجيان را ترغيب به
دوري از كبر و زدودن غرور و تفاخر از دل ها مي كند و با طرح ثمره مهم حج (آمرزش
گناهان)، آن را مشروط به دوري از كبر و اظهار تواضع مي كند. امام باقر(عليه
السلام)مي فرمايد: «من أمّ هذا البيت حاجّاً او معتمراً مبرّأً من الكبر، رجع
من ذنوبـه كهيئته يـوم ولـدتـه اُمّـه... 25 هر كس قصد اين خانه كند، به عمره
يا حج، و از كبر دوري كند، باز مي گردد در حالي كه گناهي ندارد، همچون روزي كه
مادرش او را زاده است».
اين سفارش از هنگام قصد و عزم حج شروع مي شود و در اوّلين قدم ورود به مكّه و
محلّ حج، تكرار مي شود. در آداب ورود به مكّه، توصيه شده است كه بدوت تكبّر و
تجبّر و فخرفروشي و در كمال تواضع و آرامش وارد حرم ابراهيمي شويد. اين سفارش
را امام صادق(عليه السلام)، هم به معاوية بن عمار و هم به اسحاق بن عمّار،
فرموده اند و اثر چنين ورود متواضعانه اي را غفران و آمرزش خداوند دانسته
اند.26 ابان بن تغلب كه از بزرگترين راويان فهيم و فقيه است، نمونه عملي و عيني
اين تواضع را گزارش كرده است. اين گزارش، چگونگي بروز تواضع و اظهار اين حالت
دروني را در عمل خارجي، به تصوير كشيده و يگانگي دل وزبان ودرون وبرون را ترسيم
كرده است. ابان كه توفيق همراهي امام صادق(عليه السلام) رااز مدينه تا مكّه
داشته است، مي گويد كه وقتي امام صادق(عليه السلام) به حرم رسيد، از مركب پياده
شد، غسل كرد، كفش هايش را به دست گرفت و پابرهنه داخل حرم شد. من نيز چنين
كردم. حضرت فرمود: «يا أبان، من صنع مثل ما رأيتني صنعت، تواضعاً لله، محاالله
عنه مأة ألف سيئة و كتب له مأة ألف حسنة وبني الله عزّ وجلّ له مأة درجة و قضي
له مأة ألف حاجة... 27 اي ابان، هر كس از روي تواضع چنان كند كه ديدي من كردم،
خداوند صدهزار كار زشتش را محو كند و صد هزار كار نيك برايش بنويسد و صد هزار
درجه به او بدهد و صدهزار حاجتش را روا كند».
ابراز و اظهار تواضع از راه هايي ديگر نيز نقل شده است و امام صادق(عليه
السلام) به پيروان خود آنها را تعليم داده است. ايشان مي فرمايد: «اُنظروا إذا
هبط الرجل منكم وادي مكّة فالبسوا خلقان ثيابكم، فانّه لم يهبط وادي مكّة أحد
ليس في قلبه من الكبر إلاّ غفر له...»; 28 وقتي وارد مكّه شديد، لباس هاي كهنه
تان را بپوشيد كه هيچ كس بدون تكبّري در دل به مكّه فرو نيامد، مگر اينكه
آمرزيده شد».
در حديث ديگري از اين گونه، شخصي ستوده شده است كه با وجود امكان استفاده از
لباس نو و زيور و زينت، به خاطر تواضع در مقابل خداوند، از لباس كهنه استفاده
مي كند.29هم در آن و هم در اينجا، تميزي و نظافت و زيبايي نكوهش نشده و مورد
نهي قرار نگرفته است; بلكه خودنمايي و فخرفروشي و تجمّل ممنوع شده است كه اين
منع، همسو با ديگر اعمال حج، بويژه احرام است كه از آداب واجب ورود به مكّه مي
باشد.
7 ـ حسن خُلق
شيوه حجّ كارواني و دسته جمعي، حاجيان را علاوه بر مراسم و فرائض حج، در منزل و
خورد و خوراك نيز به هم پيوند مي دهد. از سوي ديگر، سختي اعمال، و شرايط ويژه
آب و هواي حجاز، زمينه را براي درگيري ها و برخوردهاي احتمالي كوچك و بزرگ
آماده مي سازد. گاه زائران و ديگر همراهان، عادت هايي دارند كه براي بعضي ديگر
پسنديده نيست و گاه كمبود امكانات و تنگي مكان در مِنا و مشعر و يا غربت و
سرگشتگي و دوري از خانه و خانواده، چنان روح را مي آزارد كه احتمال طغيان آن مي
رود و آنگاه، غضب و ناراحتي، زمام امور را از كف عقل مي ربايد و در اين هنگام
بايد منتظر حادثه بود كه گاه كفّاره و عقوبت هايي را هم براي زائر در پي دارد.
از اين رو، رعايت آداب معاشرت و خوشرويي و خوش اخلاقي، از لازمترين كارها محسوب
مي شود.
امامان معصوم(عليهم السلام) براي گام به گام اين سفر روحاني، دستورات و توصيه
هايي بيان كرده اند تا زائر را از اين دام شيطاني (ترشرويي و بداخلاقي) برهانند
و حجّ او را بي فساد و خلل، مقبول و مأجور گردانند. در ابتداي خروج از خانه،
دعاي خروج بخواند و بگويد: «اللهم إنّي أسألك في سفري هذا السرور والعمل بما
يرضيك عنّي 30 خداوندا من از تو در اين سفرم، سرور و انبساط خاطر و عمل به رضاي
تو را مي طلبم». و براي هنگام پيمودن مسير حج، فرموده اند: «ما يعبأ مَن يَؤمُّ
هذا البيت إذا لم يكن فيه ثلاث خصال: خُلق يُخالق به من صحبه، أو حلم يملك به
من غضبه، أو ورع يحجزه عن محارم الله... 31 به زائري كه سه خصلت در او نباشد،
توجّه نمي شود. حسن صحبت و نيكويي معاشرت با همراهان، بردباري و خودداري به
هنگام غضب و خشم، و پرهيز از محرّمات خداوند». اين حديث كه مشابه آن در آداب
سفر، زياد نقل شده است32، حجگزار بداخلاق و تندخو را دور از عنايت خداوند بر مي
شمارد و او را بي بهره از حج معرّفي مي كند. چنين كسي، گويا آمده و ديده و رفته
است; بدون هيچ نصيبي و ثمري! چنين شخصي مورد نكوهش شديد واقع شده و اهل
بيت(عليهم السلام) او را از دايره ولايت خود و گروه مؤمنان به خداوند، بيرون
رانده اند.33
پيشوايان ديني ما، هم در اطراف حسن خلق و ارزش و بركات و ثمرات آن در روابط
اجتماعي سخن گفته اند و هم ما را از ضررها و آثار سوء بدخلقي، برحذر داشته اند
كه به عنوان نمونه از هر يك، حديثي را مي آوريم. پيامبر فرمود: «الخُلق الحسن
نصف الدين... 34 خوي نيكو نيمه اي از دين است» و همو فرمود: «الخلق السيّء يفسد
العمل كما يفسد الخلّ العسل... 35 خوي بد، عمل را فاسد مي كند; همچون سركه كه
عسل را خراب مي كند».
آري; اگر حجگزار نرمخو نباشد، خوشرو و خوش زبان نباشد و با همراهان و نزديكان
بناي بدخلقي بگذارد و با اندك سختي خشم بگيرد، حجّ شيرين و پرارزش خود را از
دست مي دهد و با دستي خالي و كوله باري تهي باز مي گردد.
8 ـ نگهداري از زبان
زبان و كلام، نقش ويژه اي در روابط انساني ايفا مي كند و در متون اخلاقي، بسيار
بدان پرداخته شده است. گناهان بزرگي كه با زبان انجام مي گيرد و هيچ عضوي به
اندازه آن، نمي تواند انواع گوناگون معصيت و طاعت داشته باشد. ايجاد دشمني و
عداوت با زبان ممكن است و اظهار دوستي و محبّت هم با آن ميسّر. كج خلقي و
بددهني و دشنام، با زبان انجام مي گيرد و خوش صحبتي و مزاح و شوخي هم. در حج،
به اين عضو، توجه شده است و خداوند در قرآن كريم بعضي از افعال زشت آن را به
هنگام حج، حرام كرده است: { الحجّ أشهر معلومات، فمن فرض فيهنّ الحجّ فلارفث
ولافسوق ولاجدال في الحجّ}.36
حج، ماه هاي معيّني دارد و هر كس در آن ماه ها حج مي گزارد، نبايد آميزش جنسي
كند و يا دروغ بگويد و يا مجادله و نزاع كند.
دستورات اين آيه، در معارف حديثي ما پي گرفته شده است. امام صادق(عليه
السلام)مي فرمايد: «إذا أحرمت فعليك بتقوي الله وذكر الله كثيراً، وقلّة الكلام
إلاّ بخير، فإنّ من تمام الحجّ والعمرة أن يحفظ المرء لسانه إلاّ من خيرْ، كما
قال الله عزّ وجلّ; فإنّ الله عزّ وجلّ يقول: { فمن فرض فيهن الحجّ...};
والرفث: الجماع; والفسوق: الكذب والسباب; والجدال: قول الرجل: لا والله و بلي
والله...37 هرگاه احرام بستي، تقوا را همراه گير و خداوند را فراوان ياد كن و
كم گو مگر به نيكي; همانا اتمام حجّ و عمره به حفظ و نگاهداري زبان است مگر به
نيكي; همان گونه كه خداوند مي گويد: { فمن فرض فيهنّ الحجّ فلارفث و لافسوق
ولاجدال في الحجّ}. رفث همان جماع است; و فسوق يعني دروغ و دشنام; و جدال هم
قسم به ذات جلاله الله است».
كم گفتن و نيكو گفتن، حج را مبرور و مقبول و نيكو مي گرداند و اثر سوء گفتارهاي
زشت را از بين مي برد. گذشته از نصّ روايت نبوي كه برّ و نيكي حج را به اطعام
طعام و طيب كلام تفسير مي كند38، روايتي در تفسير «تفث» داريم كه در ذيل آيه
مربوط به حلق و تراشيدن سر در روز عيد قربان، وارد شده است و آن را شامل پليدي
هاي باطني نيز مي داند. در اين روايت، كلام نيكو و پاكيزه را كفّاره گفتار زشت
مي داند و حاجيان را به نيكويي گفتار فرا مي خواند تا عواقب سوء گفتارهاي قبلي
خود را پاك كنند و همان گونه كه تفث و چرك و كثافات ظاهري را از تن مي شويند،
پليدي هاي درون را نيز بزدايند. متن روايت را به جهت اشتمال بر نكات ديگر
اخلاقي در پي مي آوريم.
معاوية بن عمار از امام صادق(عليه السلام) نقل مي كند: «اتّق المفاخرة وعليك
بورع يحجزك عن معاصي الله عزّ وجلّ ، فإنّ الله عزّ وجلّ يقول: { ثمّ ليقضوا
تفثهم}.39 ومن التفث أن تتكلّم في إحرامك بكلام قبيح، فإذا دخلت مكّة فطفت
بالبيت، تكلّمت بكلام طيّب، وكان ذلك كفّارة لذالك...40از فخرفروشي بپرهيز و با
ورع، خود را از معصيت خداوند نگه دار. خدا مي فرمايد: سپس خود را از پليدي و
كثافات، پاك كنند. از جمله اين كثافات، گفتار زشت در احرام است. پس هنگامي كه
به مكّه داخل شدي و طواف كردي، گفتار نيكو بگو كه اين، كفّاره آن است».
آري گفتار بد، روح را كدر و دل را تيره مي سازد و صفا و صميميت را نابود مي كند
و جبران آن اگر ممكن باشد از راه زبان و كلام نيكو ميسر است.
9 ـ كمك و خدمت به همراهان
برآورده كردن نيازهاي مؤمن و برادر ديني، از پرارزشترين كارها و برتر از بسياري
مستحبات است. از احاديثي كه به ذكر فضيلت اين كار و بيان اجر آن پرداخته اند،
به اهميت آن وارزش فوق العاده اش پي مي بريم. بعضي از آنها برآوردن حاجت هاي
مؤمن را برتر از بيست حج مي شمرد و در بعضي، اقدام و شروع (به خدمت) بدون
موفقيت و كسب نتيجه را برابر با حجّ مبرور و مقبول خوانده اند.41 با اين همه،
به سبب اجر و پاداش فراوان طواف و اعمال مستحبّي در ايّام حج، گاه اشخاصي به
ترديد افتاده اند و در انتخاب بين «خدمت و كمك به ديگر حاجيان» يا «طواف و نماز
مستحبي در مسجدالحرام» متحيّر مانده اند. اسماعيل خثعمي از اين دسته افراد است
كه در پي تأييد و امضاي عمل خويش به نزد امام صادق(عليه السلام) رفته مي گويد:
«إنّا إذا قدمنا مكّة ذهب اصحابنا يطوفون و يتركوني احفظ متاعهم. قال: أنت اعظم
أجراً... 42 به مكّه كه آمديم، دوستانم به طواف رفتند و مرا رها كردند تا وسايل
آنها را حفظ كنم. امام فرمود: اجر و پاداش تو بيشتر است».
مرازم بن حكيم همين ترديد را نسبت به اعمال مسجدالنبي از همراهش در مدينه نقل
مي كند تا اينكه امام صادق(عليه السلام) او را از حكم مسأله باخبر مي كند و
وظيفه اخلاقي اش را به او نشان مي دهد. او مي گويد: «زاملت محمد بن مصادف،
فلمّا دخلنا المدينة اعتللت، فكان يمضي إلي المسجد ويرعني وحدي. فشكوت ذلك إلي
مصادف، فأخبربه أبا عبدالله (عليه السلام)فأرسل إليه: قعودك عنده أفضل من صلاتك
في المسجد...43 من به همراه محمد بن مصادف وارد مدينه شدم. من مريض شدم. او به
مسجد مي رفت و مرا تنها مي گذارد. از او گله كردم و او اين را به امام
صادق(عليه السلام) اطلاع داد. امام بدو پيام داد: نشستن تو در كنار او، بهتر و
برتر از نماز در مسجدالنبي است».
اهميت اين دو فرمان اخلاقي هنگامي روشن مي شود كه ثواب و اجر طواف در
مسجدالحرام و نماز در مسجدالنبي را بدانيم. برطبق روايات فراواني كه هم شيعه و
هم اهل سنّت نقل كرده اند، نماز در مسجدالنبي از همه مساجد ديگر بجز مسجدالحرام
برتر است. پاداش نماز در مسجد پيامبر را هزار، ده هزار و حتي پنجاه هزار برابر
نماز در مساجد ديگر نقل كرده اند و نماز در مسجدالحرام را صدهزار برابر.44 و
ثواب طواف و نماز طواف در مسجدالحرام، ثبت شش هزار حسنه و محو شش هزار گناه و
ترقّي به همين مقدار درجه و برآورده شدن همين تعداد حاجت است.45
10 ـ گناه نكردن پس از بازگشت
حفظ نتيجه عمل و بهره برداري از ثمرات كارهاي نيك، گاه سخت تر از خود آن كار
است. زائر با مراقبت از رفتار خود و آموختن درست مناسك، مي تواند از عهده حج و
اعمال آن به درآيد و با حسنات و ثمرات و حجّي مقبول و مبرور برگردد و نور حج را
در قلب و روح خود براي هميشه روشن نگاه دارد; ولي افسوس كه اين نور با اولين
گناه، به خاموشي مي گرايد و سايه معصيت، پرتو نوراني اين عبادت بزرگ را از
نورافشاني باز مي دارد. امام صادق(عليه السلام) اين خطر را گوشزد كرده و بدان
هشدار داده است. امام مي فرمايد: «الحاجّ لايزال عليه نورالحجّ مالم يلمّ
بذنب...»; 46و هم از اين روست كه به پيروان خود دستور داده اند پيش از آنكه
حاجيان و عمره گزاران، آلوه گناه شوند، به ديدارشان بشتابيد تا بهره اي از اين
نور و مغفرت و رحمت خداوندي ببريد.47 اين در حقيقت همان تقوا و دوري از معصيت
است كه در همه مراحل سفر و پس از آن نيز بايد رعايت شود.
علاوه بر اين سفارش عام، به بعضي از گناهان كه پس از بازگشت احتمال ابتلا به
آنها بيشتر وجود دارد، اشاره شده است. يكي از آنها بازگو كردن عيب ها و خطاهاي
سرزده از همسفران است. به هنگام شرح ماجراهاي پيش آمده در سفر و يا درد دل كردن
از سختي ها و آزارها، سفره دل باز مي شود و سخن با غيبت و گاه تهمت آلوده مي
گردد. در بعضي موقعيت ها، نيز رازهاي همراهان را كه معمولا در سفر و ضمن خطرات
آن براي ما گشوده مي شود، افشا مي كنيم و آبرو و اعتبار آنان را لكّه دار مي
سازيم كه اين كار برخلاف امانت و مروّت است. دليل هاي فراواني بر حرمت اين كار
داريم كه در ابواب مربوط به مجلس و مسافرت آمده است.48 حتي در بعضي روايات،
گفتار به نيكي را نيز نهي كرده اند كه شايد وجه آن، ايجاد حريم براي نيفتادن به
كار حرام باشد. متن حديث چنين است: «ليس من المروءة أن يحدّث الرجل بما يلقي في
سفره من خير أو شرّ... 49 از جوانمردي به دور است كه انسان هرچه را در سفر ديده
ـ از خوب و بد ـ بازگويد».
در پايان، نتيجه مي گيريم كه وظايف زائر در انجام اعمال و فرائض و مناسك خلاصه
نمي گردد; بلكه تحصيل آثار فراوان حج و قبولي اين عبادت بزرگ در گرو رعايت
دستورات اخلاقي اين عبادت اجتماعي است. اميد كه هر زائر، نمونه اي از مسلمانان
مطلوب اسلام باشد و با رفتار نيكو و شايسته خود، در جلب محبّت همكيشان و توجه
ديگران، توفيق يابد.
|
|
|